اشعاری در مورد عقیق مروارید لعل
ارسال شده توسط: رضا علیزاده | تاریخ: ۸/ مرداد ۱۳۹۸
مشخصات محصول ؛
اطلاعات تکمیلی؛

اشعاری در مورد عقیق مروارید لعل

همانطور که سنگها در دل و جان مانقش بسته است در اشعار پارسی نیز حکاکی شده اند. مولوی ، حافظ ، عطارنیشابوری و …نیز در وصف سنگها اشعاری سروده اند.

در ذیل اشعاری از تعدادی از شعرای گرانقدر در مورد عقیق مروارید لعل اورده شده است:

فردوسی در کاب شاهنامه در وصف فیروزه یا همان پیروزه :

چنان بد که یک روز بر تخت عاج

نهاده به سر بر ز پیروزه تاج

ز هر کشوری مهتران را بخواست

که در پادشاهی کند پشت راست

حضرت مولانا در دیوان اشعارش در باره سنگ عقیق میفرماید:

کیمیایی که کند سنگ عقیق

ارمون کن بر او سنگ بیار

صیقل ایینه نه فلکست

ز ازمون اهن پرزنگ بیار

حضرت حافظ درباره سنگ عقیق میفرماید:

نه از جانب ما دل نگرانی دانست

سنگ و گل راکند از یمن نظر لعل و عقیق

هرکه قدر نفس باد یمانی دانست

ای که از دفتر عقل ایت عشق اموزی

اشعار عطار درباره مروارید

قبایی و کلاهی سخت فاخر

مرصع کرده از درّ و جواهر

بدینسان تحفهیی از گنج گوهر

روان کن باسواران سوی قیصر

فردوسی درباره زبرجد

همه با دلی کینه‌جو آمدند

به شاهی برو آفرین خواندند

زبرجد به تاجش برافشاندند

چو جشنی بد این روزگار بزرگ

فردوسی در باره یاقوت میفرماید

به رخشنده روز و شبان سیاه

غلام و پرستنده از هر دری

ز در و ز یاقوت و هر گوهری

ز دینار و گنجش کرانه نبود

فردوسی در باره الماس

ز تیغ تو الماس بریان شود

زمین روز جنگ از تو گریان شود

نظامی لاجورد

برآراسته قلب شاه از نبرد

چو کوهی که انباشد از لاجورد

شعر مولوی درباره زمرد

هر خاک که در دست گرفتی همه زر شد

شد لعل و زمرد ز تو سنگی که گزیدی

سعدی شیرازی درباره مروارید میفرماید

صبا گر بگذرد بر خاک پایت

عجب گر دامنش مشکین نباشد

ز مروارید تاج خسروانیت

یکی در خوشه پروین نباشد

برای بازدید از جواهرات پرنس جواهر کلیک کنید

 

 

سفارش و خرید محصول ؛
پیشنهادی های ویژه
پرنس جواهر